ترمهترمه، تا این لحظه: 16 سال و 6 ماه و 18 روز سن داره

ترمه دختر اصیل ایران زمین

هنر و خلاقیت کودک 3 ساله

1392/2/27 17:23
4,073 بازدید
اشتراک گذاری

 

دُخی جونم

امروز روی صندلی ایستاده بودی تا دستت به سینک ظرفشویی برسد

لیوان آب رو پر کرده بودی و با انگشتات به لبه لیوان میزدی

گفتم چکار میکنی

جواب تو: دارم آهنگ میزنم

وقتی ازت پرسیدم چرا رو لیوان خالی نمیزنی گفتی : اینطوری  آهنگ میزنه صدا میده

بعد دستتاتو کردی تو لیوان گفتی گوش کن.... داره شنا میکنه(از نظر خودت یکی فرضا در آب بود و صدای شنا کردنشو در میاوردی)

یادم میاد خاله غزاله هم وقتی در سن تو بود یک روز یک کاسه آب آورد و بعد عکس بچه ای در قایق نشسته بود را دست ما داد گفت شما نگاه عکس کنید و خودش رفت پشت سر ما و دستاشو توی کاسه آب میکرد و صدای شلپ شلپ در میاورد..بعد هم گفت این صدای پارو زدن این بچه است.شاید همین قوی بودن حس شنوایی اش باعث شد که به سمت موسیقی کشیده بشه

حالا مقصود از این روایت

خیلی ذوق کردم از تکرار شدن این خاطره

تو و غزاله خیلی بهم شبیه هستید و بارها از خدا تشکر کردم که دوباره بچه گی های غزاله رو برام تکرار کرده

اعتراف میکنم خیلی وقتها تورو به عشق بچه گیهای غزاله میبوسمت و میچلونمت

اما حکایت خاله لاله ات چیز دیگریست..اوشون بسیار مرتب و اهل کارو عمل هستند روزهایی که خاله لاله گلکاری میکنه خیلی دوست داری باهاش باشی و واقعا از این کار لذت میبری

امیدوارم نظم و انظباتت و جدیت در کار و البته هنرمند بودنت به خاله لاله بره

هنرمندی خاله لاله به قدری بود که یادمه موقعی 3سال و چند ماهش بود کلی قللاب بافی میکرد که همه را مامانم نگه داشته..خیاطی رو دوست داشت و همیشه مامانم بهش میگفت توررو خدا وقتی من خونه نیستم سر چرخ نرو- عادت داشت پارچه های اضافی را به هم میدوخت

آهان یک چیز دیگه از غزاله بگم... 4 سالش بود و یک روز ظهر که ما خواب بودیم رفته بود یک پارچه کوچیک که فکر کنم مخصوص گردگیری بود و برداشته بود و قسمت سمت راستش را با قیچی یک سوراخ کوچیک درست کرده بود و قسمت سمت چپ هم دکمه دوخته بود بعد اینو بسته بود دور کمرش با دکمه دو سر پارچه به هم وصل شده بود ...دامنی برای خودش تدارک دیده بود( چقدر کلمه بود در این چند خط تکرار شده)

(آقا ما همگی نابغه هنری بودیم و خبر نداشتیم)آخه هنر نزد ایرانیان است و بس

از این هنرمندی ها بسیاره اما مجال برای نوشتن نیست.

واقعا دلم میخواد یک هنرمند بزرگ باشی...مطمئنا خواهی شد

دوست دارم دخی جونم

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (8)

ღ مامانِ آینده یه فسقـِــلی ღ
27 اردیبهشت 92 19:52


چه دخـــی های هنرمندی توی این دنیاست ...


مرسی از نظرت
SaYa
29 اردیبهشت 92 12:25
ای جااااانم فداش بشم من
راست گفته دیگه
بخدا با آب و لیوان واقعا آهنگ تولید میشه تو کلاس پیانو به ما آموزش دادن


عزیزم مرسی از مهربونتیت
******************
okپس بچه ما هنوز کلاس نرفته راهها رو خودش طی میکنه!!
جلل الخالق ازاین بچه
لاله
30 اردیبهشت 92 12:32
وقتی یک گوشه برای خودش می شینه و بازی می کنه و حرف می زنه کاملا به ذهن خلاقش و می شه دید مثل دیروز که آهنگ می خوند .


؟ چی میخوند؟
لاله
30 اردیبهشت 92 13:33
آی بالا بالا ااااااااااااا
saya
30 اردیبهشت 92 14:34
عزیزم م م م
الهی من قربون تو برم که منو شرمنده میکنی و مرتب بهمون سر میزنی عزیزم م م م م م م [گل اون عکس بابایی که تو نخل مال باغمونه...چندتا نخل زدیم توش
البته باغمون اطرافه


شلمان
30 اردیبهشت 92 14:37
اتاق کودکتان را متحول کنیدهورا وسیله ای شیک و تک برای کودک دلبندتان WWW.LASTKALA.COM
saya
30 اردیبهشت 92 15:18
مرد که باشی...مجبور میشوی غیرممکن هارا تجربه کنی...
مجبوری درد ها را تحمل کنی و با لبخندی بگویی تمام میشود...پدر که باشی باید بگذری از داشته هایت...باید تو بشوی سنگ صبور کسی که در تو توانایی غیرممکن ها را میبیند...
دل نداری که به فرزندت بگویی ندارم...دل نداری که پاره تنت سختی بکشد...
عجب موجود عجیبی هستی...
هیچ وقت کسی به زیبایی تو اهمیت نخواهد داد
به چروک های روی صورتت...
زیرا تو مردی...
روز پدر بهانه است...بی بهانه روزت مبارک پدر...


انشاا همیشه سایه پدرت بر سرت مستدام
مامان نیروانا
31 اردیبهشت 92 11:16
جون دِلَمه ترمه ی من!

قربون اون خلاقیت و هنرنماییاش برم. چقدر دلم براش تنگ شد



آفرین و هزار ماشالا به ترمه و بچگیهای خاله غزاله!

چقدر خوشحالم که با یه خوونواده ی اصیل و پر از هنر دوستم. خدا حفظتون کنه و ایشالا یه روز به اوج رسیدن ترمه جانم رو به چشم ببینم.




مرسی عزیزم

این که لطف تو هست و مارو اینجور میبینی



فدات شم هنر نزد ایرانیان هست و بس

همه ما ایرانی ها اینیم دیگه